محمد جواد مغنية ( مترجم : سيد عبد الرزاق سيادت )

127

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى )

بدانند از امر و نهى خداوند بالاتر مىانگارند . « 1 » ابو جهل با پيامبر ( ص ) برخوردهاى فراوانى داشته و دلبستگى فراوانى به آزار و اذيت پيامبر ( ص ) و به چنگ آوردن وى داشت . روزى پيامبر ( ص ) در صفا نشسته بود . ابو جهل به محض ديدن او سخنانى بر زبان راند كه پيامبر ( ص ) را خوش نيامد ، اما بدون آنكه به وى چيزى بگويد آنجا را ترك نمود . حمزه ابن عبد المطلب كه به شكار بيرون رفته بود در هنگام بازگشت در حالى كه شمشير بسته بود بوسيله همسرش از ماجرا آگاه شد . همسرش به وى گفت : اى ابا عماره اگر ديده بودى كه فرزند برادرت از دست او چه كشيد ! حمزه از شنيدن اين سخن سخت به خشم آمد و با سرعت به جستجوى ابو جهل شتافت تا آن‌كه او را نشسته در ميان قوم خود يافت . حمزه بسوى او رفت و هنگامى كه بالاى سر وى ايستاد كمان را بالا آورده و چنان ضربه‌اى به وى نواخت كه سرش به سختى شكافت . حمزه به او گفت : اگر مىتوانى پاسخم را بده . ابو جهل با حقارت بسيار ضربه را پذيرفت و دم نزد . « 2 » محمد حسين هيكل مىگويد : « هيچكس نپندارد كه رگ عصبيت يا كرامت عربى ، حمزه را به اين اقدام واداشت . . . عامل اين كار ايمانى بود كه وجود حمزه را در برگرفته بود . حمزه با دلاورى و بىاعتنايى به مرگ ، پس از ضربه‌اى كه در پاسخ دشنام بر سر ابو جهل

--> ( 1 ) - پيشين : 1 / 50 ، مسند احمد : 5 / 174 ، مجمع الزوائد : 9 / 329 ، سنن ترمذى : 5 / 114 ح 3407 ، مستدرك حاكم : 2 / 488 . ( 2 ) - سيره ابن هشام : 2 / 129 ، سيره ابن كثير : 3 / 418 ، عيون الاثر ابن سيد الناس : 1 / 138 ، شرح الاخبار : 3 / 236 ، ذخائر العقبى : 173 .